بوده و بدينترتيب نمىتوان آن را از علامتها و خواصّ اسم دانست .
شرح عربى :
اى بكلّ من هذه الامور للاسم تمييز ، اى انفصال عن قسيميه ، حصل ، لاختصاصها به فلا تدخل على غيره .
فقوله « بالجرّ » متعلّق بحصل و « للاسم » متعلّق بتمييز .
ترجمه و شرح :
شارح مىگويد :
مقصود مصنّف از بيت مذكور اينستكه :
بهريك از اين امور براى اسم امتياز حاصل مىشود باينمعنا كه از دو فرد مقابلش يعنى فعل و حرف جدا شده و امور ياد شده برايش خصوصيّتى حاصل مىنمايند چه آنكه آنها صرفا در اسم بوده و در غير اسم يافت نمىشوند فلذا بمقتضاى « خاصّة الشّيئ ما لا يوجد فى غيره » اين امور را از خصائص اسم شمردهاند .
بنابراين قول مصنّف يعنى « بالجرّ » متعلّق به « حصل » بوده و « للاسم » كه آن نيز جارّ و مجرور است به « تمييز » متعلّق مىباشد .
قوله : اى بكلّ من هذه الامور : مقصود از « هذه الامور » جرّ و تنوين و نداء و ال و مسند اليه واقع شدن مىباشد .
قوله : اى انفصال عن قسيميه : ضمير مجرورى در « قسيميه » به اسم راجع بوده و مقصود از دو قسيم و دو مقابل اسم ، فعل و حرف مىباشد .
قوله : لاختصاصها به : ضمير در « لاختصاصها » به هذه الامور و در « به » به اسم راجع است .
قوله : فلا تدخل على غيره : ضمير در « لا تدخل » به هذه الامور و در « غيره » به اسم عود مىكند .
مؤلّف گويد :
كلمه « فاء » در « فلا تدخل » تفريغ بوده و عبارت بعد از آن متفرّع است بر « لاختصاصها به » يعنى وقتى گفتيم اين امور اختصاص باسم دارند متفرّع بر
المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 59
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٥٩