بايد مركّب باشد ولى مصنّف همچون وى تصريح ننموده .
قوله : كغيره : ضمير مجرورى به مصنّف عود كرده و اين جارّ و مجرور متعلّق به « لم يصرّح » مىباشند يعنى لم يصرّح المصنّف كغيره باشتراط كون الكلام مركّبا و خلاصه آنكه :
مصنّف همچون غيرش از ادباء ديگر به اشتراط مركّب بودن كلام تصريح ننموده .
قوله : للاستغناء عنه : كلمه « للاستغناء » علّت است براى « لم يصرّح » و ضمير در « عنه » به تصريح باشتراط كونه مركّبا راجع است .
قوله : اذ ليس لنا الخ : علّت است براى « استغناء از تصريح » .
قوله : و هو غير مركّب : كلمه « واو » حاليّه بوده و ضمير « هو » به لفظ مفيد راجع است .
قوله : و اشار الى اشتراط كونه موضوعا : ضمير فاعلى در « اشار » به مصنّف راجع بوده و ضمير در « كونه » به كلام عود مىكند .
قوله : اى مقصودا : يعنى كلمه « موضوعا » به معناى « مقصودا » است .
مؤلّف گويد :
تفسير « موضوعا » به « مقصودا » از باب تفسير به لازم شيئ مىباشد چه آنكه لازمه وضع و جعل امرى براى امر ديگر آنست كه امر دوّم بايد مقصود و منوى باشد و الّا وضع و جعل صورت نخواهد گرفت مثلا :
پدرى كه نام « على » را براى مولود در نظر گرفته و براى او وضع مىكند لازمهاش آنست كه مولود مورد قصد و نيّت او بوده و ارادهاش اين باشد كه لفظ يادشده را براى او قرار دهد .
و بهرتقدير معناى لفظ در كلام بايد مقصود و منظور متكلّم باشد .
قوله : ليخرج ما ينطق به النّائم : اين عبارت علّت است براى « اشار » و ضمير « به » به ماء موصوله راجع است .
قوله : و السّاهى : يعنى ما ينطق به السّاهى ، و ساهى كسى است كه
المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 40
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٤٠