شده :
الفضل ذو انعمكم اللّه به و الكرامة ذات اكرمكم اللّه به .
يعنى فضل چيزى است كه حقتعالى آن را ارزانى نموده بشما و كرامت آنچنان شيئى است كه اكرام فرموده شما را به آن .
شاهد در « ذات » است كه مبنى برضمّ مىباشد .
و گاهى به آن اعراب مسلمات را مىدهند يعنى در حالت نصب و جرّ به كسره مىخوانند .
سپس مصنّف گويد :
و بجاى « اللّات » ذوات گاهى مىآيد :
شارح گويد :
مقصود اينستكه در برخى از لغات و نزد بعضى بجاى « اللّات » ذوات استعمال مىگردد .
اينكلمه مبنى برضمّ است مانند آنچه در كلام رؤبة بن عجّاج آمده :
جمعتها من انيق موارق * ذوات ينهضن به غير سائق
شترانى را كه از جنس شتران بادپا و تندرو هستند گرد آوردم ، اين شتران آنچنان هستند كه از زير بار بدون اينكه كسى مهارشان را بكشد بلند مىشوند .
شاهد در « ذوات » است كه مبنى برضمّ مىباشد .
و گاهى نيز باينكلمه اعراب مسلمات را مىدهند .
قوله : كما ذكره فى شرح الكافية : ضمير منصوبى در « ذكره » به كون ذات كالّتى راجع است .
قوله : و قد تعرب اعراب مسلمات : ضمير نائب فاعلى در « تعرب » به ذات راجع است .
قوله : و قد تعرب باعراب مسلمات : ضمير نائب فاعلى در « تعرب » به ذوات عود مىكند .