ارضى است اعم از عقلاء و غير آنها و اينكه لفظ « من » براى مجموع اطلاق شده از باب تفصيل افضل برغير افضل برغير افضل مىباشد .
و نيز اگر غير عاقل با عاقل در لفظى عام مقرون بوده و مشمول آن قرار گرفتند و سپس آن عام را بوسيله لفظ « من » جارّه تفصيل داده و باقسامى منقسم نمايند كه برخى از اقسام عاقل و بعضى غير عاقل باشند استعمال كلمه « من » هم در عاقل صحيح بوده و هم در غير آن مانند آنچه در فرموده حقتعالى يعنى آيه ( 45 ) از سوره نور آمده :
و اللّه خلق كلّ دابّة من ماء فمنهم من يمشى على بطنه و منهم من يمشى على رجلين .
در اين آيه شريفه لفظ « كلّ دابّة » عام بوده كه در تحت آن عاقل يعنى « من يمشى على رجلين » كه كنايه از انسان است و غير عاقل يعنى « من يمشى على رجلين » كه كنايه از انسان است و غير عاقل يعنى « من يمشى على بطنه » كه مقصود از آن حيوانات خزنده نظير مار و افعى و امثال آن مىباشد قرار گرفتهاند و سپس با « من » جارّه يعنى « فمنهم » لفظ عام « كلّ دابّة » به اين دو قسم تقسيم شده است از اينرو در مقام تعبير از هردو قسم از كلمه « من » موصوله استفاده شده است زيرا غير عاقل با عاقل در تحت عموم « كلّ دابّه » داخل و مقرون مىباشد .
قوله : من الّذى و الّتى الخ : كلمه « من » بيان است از « ما ذكر » .
قوله : و فروعهما : يعنى فروع « الّذى » و « الّتى » و مقصود از فروع صيغه تثنيه و جمع ايندو مىباشد .
قوله : اى تطلق على ما تطلق عليه بلفظ واحد : ضمير نائب فاعلى در « تطلق » اوّل به « من » و در دوّمى به الّذى و الّتى و فروع ايندو راجع است .
قوله : و هى مختصّة بالعالم : ضمير « هى » به « من » راجع است .
قوله : و تكون لغيره : ضمير در « تكون » به « من » و در « لغيره » به عالم راجع است .
قوله : ان نزّل بمنزلته : ضمير نائب فاعلى در « نزّل » به غير عاقل و ضمير
المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 314
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٣١٤