در غير عاقل به كار مىرود در حالى كه « الّذين » فقط براى عقلاء مىباشد پس برروش و سنن جموع متمكّنه و معربه نيست تا معرب گردد .
ناگفته نماند لفظ « الّذى » با اينكه مفرد است گاهى به معناى جمع مىآيد مانند آنچه در آيه ( 17 ) از سوره بقره آمده :
كمثل الّذى استوقد نارا چه آنكه الّذى به معناى « الّذين » است .
سپس مصنّف گويد :
بعضى از اهل لسان « الّذين » را در حال رفعى با « واو » آوردهاند مانند آنچه در بيتى كه به ابو حرب جاهلى منسوب است آمده :
نحن اللّذون صبّحوا صباحا * يوم النّخيل غارة ملحاحا
يعنى ما سواران كسانى هستيم كه در وقت صباح در روز نخيل براى غارت كردن آمديم و برآن اصرار و پافشارى نموديم .
شاهد در « اللّذون » است كه چون خبر « نحن » است در موضع رفع بوده از اينرو شاعر آن را با « واو » استعمال كرده است .
قوله : للعاقل و غيره : يعنى غير عاقل .
قوله : و ندر مجيئها لجمع المؤنّث : ضمير در « مجيئها » به اولى راجع است .
قوله : و اجتمع الامران : يعنى عاقل و غير عاقل .
قوله : و فى قوله كغيره « جمع » : ضمير در « قوله » و « كغيره » به مصنّف راجع است .
قوله : و هو بالياء مطلقا : ضمير « هو » به الّذين راجع است .
قوله : و لم يعرب فى هذه الحالة : مقصود حالت جمع است .
قوله : لانّ الّذين كما سبق الخ : علّت است براى « لم يعرب » .
قوله : و الّذى عامّ له و بغيره : ضمائر مجرورى در « له » و « لغيره » به عقلاء عود مىكنند .
قوله : فلم يجريا على سنن الجموع المتمكّنه : ضمير در « لم يجريا » به الّذى و الّذين عود مىكند .