كه گذشت و كلمه « بدع » بكسر باء و سكون دال به معناى امر تازه و غريب .
قوله : كما فى رأيت عبد اللّه و اكرمته : شاهد در كلمه « اكرمته » است كه بجاى « اكرمت عبد اللّه » آمده و از آن كمعبارتتر است در عين حال بهتر مقصود را اداء مىكند زيرا اگر بجاى ضمير در هردو مورد اسم ظاهر تكرار شود چه بسا ممكنست به ذهن اينطور خطور كند كه « عبد اللّه » در « اكرمت عبد اللّه » غير از عبد اللّه در « رأيت عبد اللّه » است در حالى كه با آوردن ضمير اين احتمال منفىّ است و مخاطب ذهنش به طرف اين معنا نخواهد رفت .
قوله : و يجوز ان يكون بمعنا مع : كلمه « يجوز » يعنى و ممكن است و ضمير در « يكون » به « باء » راجعست .
قوله : ابن جماعه : نام يكى از ادباء و اهل ادب است .
شرح عربى :
و تبسط البذل ، به سكون الذّال المعجمة اى العطاء .
بوعد منجز اى سريع الوفاء .
و الوعد فى الخير و الابعاد فى الشّرّ اذا لم تكن قرينه .
ترجمه و شرح :
و اين كتاب الفيّه سفره بذل را مىگستراند .
كلمه « بذل » به سكون ذال نقطهدار به معناى عطاء و بخشش است .
مخفى نماند كه پهن كردن سفره بذل بواسطه وعده طويل المدّة صورت نمىگيرد بلكه بوسيله عدهاى بسيار سريع الوفاء و كممدت حاصل مىشود .
تنبيه
كلمه « وعد » بفتح واو و سكون عين عبارتست از در انتظار گذاردن ديگران نسبت بامر خير و پسنديده يعنى اينكلمه را چنين مواردى استعمال مىكنند چنانچه وقتى مىگويند وعد زيد عمروا يعنى زيد عمرو را در انتظار امر نيكو و پسنديدهاى قرار داد .
چنانچه كلمه « ايعاد » در انتظار گذاردن ديگران نسبت بامر مكروه و
المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 23
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٢٣