مخفى نماند كه كلمه « باء » در « بلفظ » به معناى سببيّت ممكن است باشد بنابراين مقصود اين مىشود كه لفظ كوتاه و پرمعناى اين كتاب سبب براى سرعت فهم مىگردد .
سؤال
الفاظ موجز و كمعبارت نه تنها سبب براى سرعت انتقال و زودادراكى نمىشوند بلكه بسا باعث برنرسيدن به مقصود متكلّم و عدم ادراك مقصود وى مىشود ، بنابراين ايجاز را سبب سرعت فهم دانستن از صواب بدور است .
جواب
شارح در جواب از اين سؤال مىگويد :
هيچ بعدى در اين امر نيست كه ايجاز سبب براى سرعت فهم شود و اينمطلب امر تازه و بديعى نيست چنانچه در مثال : « رايت عبد اللّه و اكرمته » اين امر به خوبى مشاهد و محسوس است در حالى كه « رايت عبد اللّه و اكرمت عبد اللّه » اينطور نيست .
و مىتوان كلمه « باء » را به معناى « مع » دانست چنانچه « اين جماعة » اينطور آورده است بنابراين معناى عبارت چنين مىشود :
اين كتاب الفيّه مسائل غامض را با لفظى موجز و كوتاه باذهان طالبين نزديك و تقريب مىنمايد .
قوله : لافهام الطّالبين : كلمه « لام » در « لافهام » به معناى « الى » مىباشد .
قوله : من غوامض المسائل : كلمه « من » بيانيّه است .
قوله : فيصير واضحا : ضمير مستتر در « بصير » به « الابعد » راجع است .
قوله : و لابدع فى كون الخ : اين عبارت جواب است از سؤال مقدّر به شرحى
المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 22
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٢٢