لازم مىباشد بخلاف ضمائر منصوب و مجرور كه هرگز مستتر نيستند .
موارد استتار وجوبى ضمائر مرفوع بشرح ذيل است :
الف : فعل الامر حاضر صيغه مفرد مذكّر مانند افعل كه « انت » در آن مستتر است .
ب : فعل مضارعيكه با همزه ابتداء شده باشد يعنى متكلّم وحده مانند : اوافق كه « انا » در آن مستتر است .
ج : فعل مضارعيكه با نون ابتداء شده باشد يعنى متكلّم مع الغير مانند : نغتبط كه « نحن » در آن مستتر است .
د : فعل مضارعيكه با تاء ابتداء شده باشد يعنى مفرد مذكّر مخاطب مانند : تشكر كه « انت » در آن مستتر است .
مصنّف در كتاب تسهيل مورد پنجمى را به آن اضافه كرده و آن عبارتست از :
ه : اسم فعل امر مانند كنزال كه « انت » در آن مستتر مىباشد .
و ابو حيّان در كتاب ارتشاف مورد ششمى را افزوده و آن اينست :
و : اسم فعل مضارع مانند : اوّه كه « انا » در آن مستتر است .
و ابن هشام در كتاب توضيح فرد هفتمى را علاوه كرده و آن اينست :
ز : فعل الاستثناء مانند قاموا ما خلا زيدا و ماعدا عمرا و لا يكون خالدا كه در « ما خلا » و « ماعدا » و « لا يكون » ضمير « هو » مستتر است .
ح : افعل تعجّب مانند ما احسن الزّيدين كه ضمير « هو » در « احسن » مستتر است .
ط : افعل تفضيل مانند هم احسن اثاثا كه ضمير « هو » در « احسن » مستتر مىباشد .
سپس شارح گويد :
المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 221
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٢٢١