شارح گويد :
كلتا ، لفظى است كه به دو مؤنّث اطلاق مىشود و مطابق آنچه مصنّف گفته همچون « كلا » مىباشد يعنى رفع آن در صورتى كه بضمير اضافه شود به الف است مانند : جائتنى المرئتان كلتاهما .
و اگر به ضمير اضافه نشده بلكه مضاف اليهش اسم ظاهر باشد اعراب آن در تقدير است مانند آنچه در آيه 33 از سوره كهف آمده :
كلتا الجنّتين آتت اكلها .
شاهد در « كلتا » است كه به اسم ظاهر يعنى « الجنّتين » اضافه شده و رفعش بواسطه ابتدائيّت در تقدير است .
سپس مصنّف گويد :
اثنان و اثنتين از نظر حكم اعرابى مانند ابنين و ابنتين مىباشند
شارح گويد :
امّا دو كلمه « اثنان » و « اثنتين » كه با ثاء سه نقطه بوده از نظر اعراب نظير « ابنين » و « ابنتين » كه با باء يك نقطه هستند مىباشند .
و بعبارت ديگر :
حكم اعراب اثنان و اثنتين همچون مثنّاى حقيقى بوده بدون اينكه
شرط و قيدى در آن اعتبار شده باشد اعمّ از آنكه مفرد آمده مانند آنچه در آيه ( 106 ) از سوره ( مائده ) آمده :
حين الوصيّة اثنان .
يا مركّب باشند همچون آيه ( 60 ) از سوره ( بقره ) :
اثنتا عشرة عينا .
يا اضافه شده باشند مانند اثناك و اثناكم .
ناگفته نماند : كه لفظ « ثنتان » در لغت بنى تميم همچون اثنتين مىباشد .
قوله : فى رفعها بالالف : ضمير در « رفعها » به كلتا عود مىكند .
المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 143
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٤٣