مؤلّف گويد :
شاهد براى رفع به ضمّه در كلمه « ذكر است كه بنابر مبتداء بودن مرفوع مىباشد .
و شاهد براى جرّ به كسره در كلمه « اللّه » است كه بنابر مضاف اليه بودن مجرور گشته است .
و شاهد براى نصب بفتحه دركلمه « عبد » است كه بنابر مفعول بودن منصوب شده .
سپس مصنّف گويد :
و بواسطه سكون جزم بده .
شارح گويد :
مانند : لم يضرب .
مؤلّف گويد :
شاهد در يكون باء است كه بواسطه « لم » جازمه پيدا شده .
پس از آن مصنّف گويد :
و غير آنچه ذكر شد از مذكورات نيابت مىكند .
مؤلّف گويد :
مقصود اعراب بحروف است كه از اعراب بحركات نيابت مىكنند چنانچه واو از ضمّه و ياء از كسره در مثاليكه مصنّف ذكر نموده نيابت كردهاند و آن اينست : جاء اخو بنى نمر .
شاهد در « اخو » و « بنى » است كه « واو » در « اخو » علامت رفع و « ياء » در « بنى » علامت جرّ مىباشد .
سپس شارح گويد :
مصنّف شروع نموده به بيان مواضع نيابت و مىگويد :
المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 123
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٢٣