سؤال
اگر حكم اينستكه بيان شد پس چطور در مثال :
ليت يقولها المحزون ( شخص محزون و غمگين ليت مىگويد ) .
كلمه « ليت » با اينكه حرف است معرب و مرفوع است .
جواب
كلمه « ليت » در اين عبارت از معناى حرفى منقطع و بجانب اسميّت جذب شده و بعبارت ديگر :
اسم است نه حرف و دليل ما براينمدّعى آنست كه :
ليت حرفى از حروف مشبّهة بالفعل بوده و برسر مبتداء خبر داخل شده و مبتداء را نصب و خبر را رفع مىدهد در حالى كه در اينمثال برسر فعل داخل شده و اين خود دليل بارز و روشنى است براينكه « ليت » اسم است و مبتداء واقع شده و خبرش « يقولها » مىباشد .
سپس مصنّف مىگويد :
اصل اوّلى در مبنى آن است كه ساكن باشد .
شارح گويد :
اعمّ از آنكه لفظ مبنى اسم بوده يا فعل و يا حرف باشد .
و وجه سكون آنست كه :
سكون خفيف و سبك بوده و مبنى سنگين مىباشد لاجرم از اجتماعشان حالت تعادل برقرار مىشود بخلاف آنوقتى كه بجاى سكون يكى از حركات را بياورند .
مؤلّف گويد :
مرحوم ابو طالب در حاشيه ميفرمايد :
وجه ثقيل بودن مبنى آنست كه زبان عرب به اين عادت نموده كه كلمات را بحسب عوامل استعمال نموده و آخر آنها را باقتضاى مؤثّرات اعراب مىدهند
المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 108
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٠٨