اگر شخصى را ديگرى پرتاب نمود و در نتيجه شخص پرتاب شده اصابت به غير كرده خود و ديگرى تلف شدند حكم اين است كه پرتابكننده هم ضامن او بوده و هم آنچه بوسيله وى تلف و ضايع شده است .
شارح ( ره ) مىفرماين :
مقصود اينست كه شخصى را از بلندى مثلا غيرش پرت مىكند و وى به زير افتاده و به ديگرى اصابت نموده در نتيجه خود و غير هردو نابود و تلف شدند ضامن هردو آنكسى است كه او را از بلندى به زير انداخته است چه آنكه وى سبب براى ارتكاب دو جنايت شده :
يكى جنايت بر كسى كه او را به زير انداخته .
ديگر جنايت بر كسى كه شخص پرتاب شده با او اصابت نموده است
برخى از فقهاء فرمودهاند :
ديه شخص زيرى بر آنكسى است كه از بالا پرتاب شده و بر روى او واقع گرديده منتهى پس از گرفتن ديه از وى او نيز به پرتابكننده مراجعه كرده و آنچه داده از وى مىستاند بدليل صحيحه عبد اللّه بن سنان از مولانا الصادق عليه السلام ولى رأى اوّل اشهر بين ارباب فتوى است .
قوله : و لو دفع الواقع من انسان غيره : كلمه [ الواقع ] مفعول است براى [ دفع ] و كلمه [ من انسان ] بيان است براى [ الواقع ] و [ غيره ] فاعل براى [ دفع ] مىباشد .
قوله : ضمنه الدّافع و ما يجنيه : ضمير منصوبى در [ ضمنه ] به [ الواقع ] راجع بوده و ضمير فاعلى در [ يجنيه ] نيز به واقع و ضمير مفعولى آن به ماء موصوله برمىگردد .
قوله : لكونه سببا فى الجنايتين : ضمير در [ لكونه ] به دافع
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 48
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٤٨