در اين حديث آمده است كه :
حكم مقتولى كه در شب او را از منزلش به بيرون خواندهاند
حضرت فرمودند : پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمودند :
هركسى درب خانه ديگرى را در آنات و لحظات تاريكى شب بكوبد و صاحب منزل را از خانهاش بيرون بياورد پس ضامن او است مگر آنكه شاهد و گواه بياورد كه وى را بمنزلش برگردانده .
و امّا اينكه ضامن ديه است و مكلّف به پرداختن آن بوده نه آنكه قصاصش مىكنند ، جهتش آن استكه در موجب و سبب قصاص شك داشته لاجرم بملاحظه شبهه قصاص منتفى و ساقط است .
و امّا مقصود از ضمان كه در اخبار وارد شده همين ضمان نسبت به ديه مىباشد چه آنكه ديه بدل از نفس است و امّا اينكه مرحوم مصنف در متن ضمان را بصورتيكه صاحب منزل را مقتول بيابند اختصاص داد و جهش اين است كه تا زمانى كه سبب برا يضمان اعم از ضمان نسبت به ديه يا نفس محقّق نشده و به وجودش علم پيدا نكرديم اصالة البرائة جارى بوده و به اعتماد آن ضمان را نفى ميكنيم و چون در غير حالت قتل ضمان مشكوك و محتمل است لاجرم نمىتوان حكم به آن نمود تنها در صورتى كه صاحب منزل را در بيرون خانهاش مقتول بيابند سبب ضمان تحقق پيدا نموده و بدين ترتيب مىشود ضمان را ثابت دانست .
قوله : فاخرجه من منزله به غير سؤاله : ضمير فاعلى در [ اخرجه ] به داعى و ضمير مفعولى به [ غير ] راجعست چنانچه ضمائر در [ منزله ] و [ سؤاله ] نيز به غير برمىگردند .
قوله : فهو ضامن له : ضمير [ هو ] به داعى راجع بوده و ضمير در [ له ] به صاحب منزل برمىگردد .