فرع
اگر جانى و مجنى عليه در ذهاب و ازاله قوه سامعه با يكديگر بنزاع برخاستند بايد در وقتى كه مجنى عليه غافل است او را با فرياد بلند و صداى رعد كه قوى است و صيحه آزمايش نمايند پس اگر هركدام از زوال و عدم آن محقق و ثابت شد بر طبقش حكم نموده و در غير اين صورت قسامه بايد سوگند بخورند .
شارح ( ره ) در ذيل [ السّمع و فيه الدّية ] مىفرماين :
اينحكم در صورتى است كه از هردو گوش قوّه شنوائى زائل شود و همانطورى كه مرحوم مصنف فرمودهاند از عودش مأيوس و نااميد باشيم .
و در دنباله [ و لو تنازعا فى ذهابه ] مىفرماين :
تصوير صورت نزاع بيكى از دو نحوه ذيل مىباشد :
الف : مجنى عليه مدّعى ذهاب قوه شنوائى و زوال آن بوده و جانى آن را انكار كند و بگويد قوه همچنان باقى است .
ب : مجنى عليه مدّعى باشد كه قوّه شنوائى از او زائل شده و در قبال جانى بگويد من بصدق گفتار او آگاه نيستم و براى ما نيز شك باشد در اينكه قوّه زائل شده يا باقى مىباشد .
كه در هريك از ايندو صورت همانطورى كه مرحوم مصنف فرمودهاند وى را بايد آزمايش نمود و پس از آزمودن اگر هركدام از زوال يا عدم آن معلوم و روشن شد بموجب آن حكم بايد و در غير اين صورت قسامه موظف به خوردن سوگند مىباشند و پس از آن بنفع مجنى عليه بايد حكم نمود .
و كلام در اينكه اگر جانى شجّه و جراحتى در سر وارد نمود كه بزوال قوّه شنوائى منجر گرديد يا بواسطه قطع نمودن و بريدن گوش اين نيرو و
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 330
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٣٣٠