أدت إلى الأذى . و من ثم ذهب ابن إدريس إلى عدم صحتها قبله . و هو حسن .
مناقشه مرحوم شارح در ادلهاى كه براى جواز ابراء قبل از جنايت آورده شده
شرح فارسى :
مرحوم شارح مىفرماين :
مخفى نماند ادلّهاى كه براى جواز و صحّت ابراء قبل از استقرار جنايت آورده شده تمام ضعيف و غير قابل اعتناء است اما اينكه گفته شد حاجت ما را دعوت به آن نموده :
جوابش اين است كه نياز و احتياج به تنهائى در تشريع حكم كافى نبود و نمىتوان با بودن دليل بر خلاف آن را مشرّع و مجوّز جعل حكم قرار داد .
و امّا روايت سكونى :
همانطورى كه اشاره شد روايت مذكور سكونى مىباشد يعنى را وى آن سكونى است كه بملاحظه عامى بودنش ضعيف است و از اين مقالات كه بگذريم اساسا برائت حقيقى در موردى است كه حقّى اوّل ثابت و مستقرّ بشود و سپس با دليل و برهانى قاطع آن را ساقط بدانيم چه آنكه ابراء عبارتست از [ اسقاط ما فى الذّمه از حق ] پس بايد حقّى اوّل در ذمّه آمده باشد و پس از آن ابراء و اسقاط تحقق يابد .
و از امورى كه مىتوان بواسطهاش بر ضعف و عدم صحّت ابراء قبل از جنايت استدلال نمود اينست كه :
در روايت فرموده است برائت را طبيب از ولىّ مريض بگيرد در