باد تندى وزيده و آتش را بنقطه ديگر نقل داده و موجب سرايت و تعدّى گردد چه آنكه روشنكننده آتش مرتكب عدوان و تفريط نشده تا ضمان در عهدهاش بيايد .
و از طرف ديگر هرصاحب ملكى مختار است كه انحاء تصرف و بهرهبردارى در ملكش را بنمايد بدون اينكه ديگرى حق مزاحمت با ويرا داشته باشد .
ولى با فقدان دو شرط مذكور يعنى در حين افروختن آتش باد بيش از حدّ معمول بوده بطورى كه موجب ظنّ به تعدّى و سرايت به ملك غير بوده يا مقدار آن بيش از نياز و احتياج فروزنده باشد اگرچه هوا ساكن بوده و بادى نوزد اگر آتش بملك غير سرايت نمود و خسارتى به دنبال آورد شخص ضامن آن مىباشد .
در نتيجه بايد گفت :
طبق اين تقرير ضمان مشروط بيكى از دو امر است :
1 - زيادى آتش از مقدار حاجت .
2 - وزيدن باد غير معمولى در حين افروختن آتش .
ولى برخى از فقهاء فرمودهاند :
در حصول ضمان هردو شرط با هم و بنحو اجتماع معتبر هستند به طورى كه يكى از آن دو و اگر تخلّف داشته باشد ضمان منتفى است .
بعضى ديگر از علماء فرمودهاند :
مجرّد ظنّ تعدّى و سرايت آتش بملك غير موجب ضمان است اعمّ از آنكه باد در حال وزيدن بوده يا هوا ساكن باشد و نيز افروختن آتش به قدر نياز بوده يا بيش از آن باشد .
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 121
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٢١