1 - از جمله آنها
تساوى در حرّيت يا رقّيت مىباشد ، بنابراين مرد آزاد را بواسطه مرد آزاد و زن آزاد را در مقابل زن آزاد قصاص مىكنند .
شارح ( ره ) در ذيل [ فيقتل الحرّ بالحرّ ] مىفرماين :
اعمّ از آنكه قاتل ناقص الاطراف ، عادم الحواس بوده و مقتول صحيح باشد يا امر عكس آن فرض گردد يعنى قاتل صحيح و مقتول ناقص الاطراف و عادم الحواس باشد .
و دليل بر اين كلام عموم آيه است و همانطورى كه از نظر صحّت و سلامتى در عضو لازم نيست با هم متّفق باشند در علم و شرافت غنى و فقر صحّت و مرض ، قوّت و ضعف ، كبر و صغر نيز واجب نيست با يكديگر يكسان و در يك مرتبه باشند حتى اگرچه مريض در آستانه مرگ واقع باشد با انسان سالم از نظر نفس مساوى است چنانچه طفل تازه به دنيا آمده با انسان كامل مساوى تلقّى مىشود .
قوله : و هى خمسة : ضمير [ هو ] بشراء راجع است .
قوله : فمنها : ضمير مؤنث به خمسه عود مىكند .
قوله : ناقص الاطراف : يعنى ناقص الاعضاء و الحوارح ، بنابراين كسى كه يك دست يا يك پا اگر نداشته باشد و شخص سالم و صحيحى اگر ناقص العضوى را بكشد قاتل را در هردو صورت قصاص مىنمايند .
قوله : لعموم الآية : مقصود آيه ( 178 ) از سوره بقره استكه مىفرمايد :
يا ايّها الّذين آمنوا كتب عليكم القصاص فى القتلى الحرّ بالحرّ و
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 88
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٨٨