و اگر در صورتى كه زنان سه تا هستند ولىّ دو تن را قصاص نمود بر زنى كه باقى مانده و قصاص نشده لازم است ثلث ديه مرد را بين دو زنى كه قصاص شدهاند ردّ كند چه آنكه مبلغ مزبور قدرى است كه از جنايت آن دو بيشتر مىباشد و آن معادل با ثلث ديه هردو است .
و اگر ولىّ يكى از آن سه تن را كشت بر دو زن باقيمانده لازم است ثلث ديه او را بوى ردّ ردّ كرده و نصف ديه مقتول را به ولىّ او اعطاء كنند و به همين قياس است حكم صور ديگر .
حكم اشتراك زنان متعدد در قتل شخص واحد
قوله : و يردّ عليهنّ ما فضل عن ديته : ضمير در [ يردّ ] به ولىّ مجنى عليه و در [ عليهنّ ] به نساء و در [ ديته ] به مقتول عود مىكند .
قوله : او اربعا : يعنى و لو كنّ اربعا
قوله : فدية امرأتين كذلك : يعنى ديه دو زن را بايد بين آن چهار تا ردّ كند كه ايشان اين مبلغ را بين خود بالسّويه تقسيم مىكنند .
قوله : و لو اختار فى الثّلاث : ضمير در [ اختار ] به ولىّ مقتول راجع است يعنى اگر ولىّ در صورتى كه زنان سه تن هستند . . . .
قوله : ردّت الباقية ثلث ديته بين المقتولتين : مقصود از [ الباقيه ] زنى است كه قصاص نشده و ضمير در [ ديته ] به رجل مقتول عود مىكند .
قوله : لانّ ذلك هو الفاضل لهما : مشار اليه [ ذلك ] ثلث ديه رجل مىباشد و ضمير در [ لهما ] به دو زنى كه قصاص شدهاند راجعست .
قوله : عن جنايتهما : ضمير تثنيه به دو زنى كه قصاص شدهان برمىگردد .
قوله : و و ثلث ديتهما : ضمير [ هو ] به ثلث ديه مقتول عود