در صورتى كه جانى بين تمثيل و قتل جمع كرده باشد يعنى ابتداء مجنى عليه را مثله كرده و پس از آن او را بكشد ابتداء در طرف و اعضائى كه قطع نموده او را قصاص كرده و سپس در نفس به قصاص مىرسانندش مشروط به اينكه جانى جنايت مزبور را به ضربات متعدّد مرتكب شده باشد .
شارح ( ره ) در ذيل [ قيل ] مىفرماين :
قائل اين قول مرحوم شيخ الطّائفه در كتاب نهايه و نيز اكثر متأخرين مىباشند ، ايشان فرمودهاند :
اگر جانى ابتداء برخى از اعضاء مجنى عليه را قطعه قطعه كرده و پس از آن او را بقتل رسانده باشد ولىّ مجنى عليه حق دارد جانى را به همان نحو بكشد يعنى اوّل عضو مورد جنايت را از وى قطع كرده و پس از آن در نفس او را قصاص كنند يعنى بقتل برسانندش البته بشرطيكه جانى مثله و قتل را بيك ضربه انجام نداده بلكه آنها را به ضربات متعدّد مرتكب شده باشد .
و وجه جواز آن است كه جنايتى كه جانى مزبور در مورد فرض مرتكب شده بمنزله جنايات متعدّده بوده كه بمجرّد وقوع جنايت اوّل قصاص تجويز شده و پس از قصاص اگر شك در جواز قصاص در قبال جنايت دوّمش بنمائيم استصحاب ثبوت قصاص مقتضى است كه بتوان آن را عملى ساخت .
مضافا به روايت محمّد بن قيس از احد الصّادقين عليهما السّلام كه در اين باب وارد شده .
ناگفته نماند در صورتى كه جانى تمثيل و قتل را بيك ضربه انجام داده باشد ولىّ مقتول او را با يك ضربه بيشتر نمىتواند از پاى درآورد .
برخى از فقهاء فرمودهاند :
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 288
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٢٨٨