دندان زائد را در قبال جنايت بر آن قلع نموده و مىكنند .
قوله : فالارش : مقصود ارش مدّتى است كه صبى بىدندان بوده .
قوله : و لا ناب : دندان ناب يعنى نيش چهارتا است دوتا بالا كه هركدام پهلوى رباعيّه واقع مىباشند منتهى يكى در سمت راست و ديگرى در جانب چپ و به همين قياس در پائين .
قوله : بل الحكومة فيهما : ضمير در [ فيهما ] به دو فرض [ اصليّه در مقابل زائده و زائده در قبال زائده كه محلّشان با هم متفاوت است ] راجع مىباشد .
متن :
( و كلّ عضو وجب القصاص فيه لو فقد انتقل الى الدية )
لأنها قيمة العضو حيث لا يمكن استيفاؤه .
فرع
شرح فارسى :
مرحوم مصنف مىفرماين :
هرعضويكه در آن قصاص ثابت است اگر مفقود بود به ديه منتقل مىشود .
مؤلف گويد :
مقصود اين است كه اگر جانى عضوى را كه قصاص در آن ثابت است از مجنى عليه از بين برد و در قبال خود فاقد آن عضو بود بر وى لازمست ديه عضو را بپردازد .
شارح ( ره ) مىفرماين :
دليل آن اين است كه ديه قيمت عضو مزبور بوده كه در صورت عدم امكان استيفاء و ممكن نبودن قصاص بايد پرداخته شود .
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 273
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٢٧٣