و ضمير مفعولى به مدّعى اكراه برمىگردد .
متن :
و يحد معتقد حل النبيذ المتخذ من التمر إذا شربه و لا يعذر في الشبهة بالنسبة إلى الحد و إن إفادته درء القتل ، لإطلاق النصوص الكثيرة ، به حد شاربه كالخمر ، و أولى بالحد لو شربه محرما له و لا يقتل أيضا كالمستحل .
فرع
شرح فارسى :
مرحوم مصنف مىفرماين :
كسى كه شرب نبيذ را حلال بداند حكمش اين استكه بايد حدّ بخورد مشروط به اينكه آن را تناول نمايد و بعبارت ديگر :
مجرّد اعتقاد حلّيت موجب حدّ نشده بلكه اگر آن را آشاميد بايد حدّ بخورد .
شارح ( ره ) مىفرماين :
مقصود از [ نبيذ ] شرابى است كه از خرما مىگيرند .
سپس مىفرماين :
اگرچه جواز و حرمت شرب نبيذ امرى است مورد اختلاف مسلمين و در آن اتفاق نيست ولى معذلك اين اختلاف موجب عذر براى وى نشده و سبب حصول شبهه نمىگردد تا حدّ از وى ساقط شود اگرچه البته اين مقدار از شبهه سبب سقوط قتل از وى مىگردد .
و امّا دليل بر عدم سقوط حدّ از شارب نبيذ :
بايد بگوئيم دليل اطلاق اخبار و نصوص بسيارى است كه در اينمقام وارد شده و جملگى دلالت دارند كه شارب نبيذ همچون شارب خمر بوده و بايد حدّ بخورد .
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 47
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٤٧