ملحق است ولى اين الحاق موجب آن نمىشود در وقتى كه عقل از او زائل است و نفس زوال عقل رافع تكليف مىباشد اگر به كلمه كفر و ردّه تلفظ نمود يا فعلى كه صدور آن در حال عقل موجب خروج از دين مىشود انجام داد برايش ارتداد حاصل گردد و حاصل آنكه الحاق مست در پارهاى از احكام به صاحى موجب آن نيست كه در مطلق احكام بوى ملق گردد .
سپس مرحوم شارح مىفرماين :
و همچنين براى كسى كه از روى غلط و اشتباه غفلتا و يا سهوا و يا در خواب و يا در حالى كه غضب قصد و نيّت را از وى برده باشد كلمه كفر و ردّه تلفظ نمود حكمى نمىباشد .
فرع
اگر كسى كه به كلمه ردّه تلفّظ نمود مدّعى شد كه آن را از روى غلط و اشتباه يا غفلت و سهو مثلا گفته يا در حالى از وى صادر شده كه غضب بر او مستولى و قصد و نيّت را در او مرتفع ساخته بوده اين ادّعاء از او معقول و مسموع مىباشد فلذا حكم به ارتدادش نبايد نمود .
و نيز اگر مدّعى اكراه شد در صورتى كه قرينه بر صدق ادّعايش موجود باشد مثل اينكه در حال اسارت لفظ مزبور از او صادر گشته اين ادّعاء پذيرفته است .
و اگر مدّعى شد مدلول لفظ را قصد نداشته و صرفا تلفظ به كلمه كفر لقلقه زبان بوده در صورتى كه كامل باشد يعنى عاقل و بالغ و مختار باشد در اينكه بتوان اين ادعاء را از وى پذيرفت دو احتمال است :
احتمال اوّل : آنكه بگوئيم چون ممكنست در واقع صادق باشد همان طوريكه احمتال كذبش داده مىشود لاجرم امر مشتبه بوده و نفس اشتباه
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 334
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٣٣٤