مرحو علّامه بن المطهّر فرمودهاند :
اگر درخت داخل حرز باشد و سارق آن را هتك كرده و سپس ميوه آن را سرقت نمود دست وى را قطع مىكنند .
شارح ( ره ) در ذيل [ لا قطع فى سرقة الثّمرة على شجرة ] ميفرمايند :
اگرچه ثمره بواسطه ديوار و قفل محرز باشد چه آنكه اطلاق نصوص كثيره حاكمند به اينكه دست سارق ميوه را مطلقا قطع نمىكنند اعمّ از آنكه درخت در حرز بوده يا خارج از آن باشد .
و در مقابل مرحوم علّامه جمال الدين فرزند مطهّر و به تبعيّت از ايشان فرزندشان مرحوم فخر المحققين فرمودهاند اگر درخت در حرز داخل بوده و سارق حرز را هتك نموده و سپس ميوه را سرقت نمايد دستش را مىبرند .
و دليل آن عموم ادلّهاى است كه دلالت بر قطع دست سارقى دارد كه متاع و مالى را از حرز بربايد .
بنابراين رواياتى كه دلالت بر عدم قطع يد دارند مختص بموردى است كه ثمره از غير حرز سرقت شده و اين مبنى است بر غالب كه اشجار و درختان در حرز نمىباشند مثل اينكه نوعا در بساتين بدون ديوار و حصار بوده يا در صحارى و دشتها مىباشند .
سپس شارح ( ره ) مىفرماين :
اين فرموده از نظر ما حسن و پسنديده است ، مضافه به اينكه ممكن است در اخبار دالّه بر عدم قطع يد اشكال و مناقشه نموده و بگوئيم :
در بين آنها خبرى از حيث سند صحيح و قابل اعتبار باشد وجود ندارد .
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 136
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٣٦