داشته باشد تعزير مىكنند مثل اينكه به ديگرى بگويد :
فاسق ، شارب الخمر در حالى كه مواجه فسق و شرب خمر را تستر نموده و علنى نمىنمايد .
و نيز مانند : خوك ، سگ ، حقير ، وضيع .
كه بواسطه گفتن هريك از اين الفاظ مخالف و مواجه دلتنگ شده و استنادش به آنها را كراهت دارد لاجرم گوينده سبب اذيّت او شده از اينرو بايد تعزيرش كنند مگر آنكه مخاطب استحقاق استخفاف و تحقير بواسطه اين الفاظ را داشته باشد كه البته قائل در اينفرض مرتكب خلاف نشده در نتيجه عقوبتى بر وى ثابت نيست .
شارح ( ره ) در ذيل [ بكلّ ما يكرهه المواجه ] مىفرماين :
اين حكم اختصاص به مواجه نداشته بلكه نسبت بهرمنسوب اليهى جارى است اگرچه در مجلس نسبت و در وقت تفوّه به كلام مكروه حضور نداشته باشد چه آنكه تعزير عمل و فعلى است حرام و شرط آن حضور مشتوم نميباشد بنابراين اگر در حقّ كسى الفاظ [ فاسق ] و [ شارب الخمر ] به كار ببرد مشروط به اينكه مقول له در ارتكاب فسق و شرب خمر رعايت تستّر را بنمايد و علنى مرتكب آنها نشود قائل را تعزير مىكنند اگرچه مقول له در مجلس اسناد الفاظ مزبور حاضر باشد .
امّا در صورتى كه مشتوم متظاهر به فسق بوده يا در ملأ و علن شرب خمر نمايد چون حرمتى برايش شرعا نمىباشد لاجرم گفتن لفظ فاسق و شارب الخمر بوى حرام نبوده و قائل استحقاق تعزير را ندارد .
و در ذيل [ و كذا الخنزير و الكلب و الحقير و الوضيع ] مىافزايند :
و همچنين مانند گفتن كافر و مرتد و نيز هركلمهاى كه موجب اذيّت
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 309
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٣٠٩