دو زن را جهت عمل مساحقه بهم برساند قائد محسوب شده و گناه عظيمى مرتكب گرديده .
و در دنباله [ من الكامل ] مىفرماين :
مقصود كسى استكه بالغ و عاقل و آزاد باشد .
و در تعقيب [ المختار ] مىافزايند :
مراد كسى است كه مورد اكراه واقع نشده باشد .
و سپس مىفرماين :
اگر شخص مزبور يعنى كامل مختار يك مرتبه اقرار نمايد وى را بايد تعزير نمود يعنى طبق صلاحديد حاكم شلّاق زد .
و بعد از [ شهادة شاهدين ] مىفرماين :
مقصود از [ شاهدين ] دو مرد عادل مىباشد .
و بدنبال [ و قيل ] مىافزايند :
قائل اين قول مرحوم شيخ طوسى استكه فرمودهاند :
علاوه بر تازيانهاى قائد را مىزنند لازمست سرش را تراشيده و او را در شهر گردش داده و به همان اوّل مرتبهاى كه اينفعل را مرتكب گشته از شهر خود به بلاد ديگر تبعيدش كنند بدون اينكه براى تبعيد او زمانى معيّن شده باشد .
و دليل براى لزوم تبعيد روايت عبد اللّه بن سنان از مولانا ابى عبد اللّه عليه السلام است .
البته در اين رأى مرحوم مفيد نيز با شيخ ( ره ) موافق بوده منتهى وى تبعيد را در مرتبه دوّم از ارتكاب فعل ثابت دانسته است .
قوله : يضاف الى جلده : ضمير در [ جلده ] بقائد راجعست .
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 277
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٢٧٧