تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 122

مساهمون:

ص١٢٢
ما تمام نمىباشند . سپس مىفرماين : و مدرك تفصيل در اين مسئله كه رأى مرحوم شيخ و ديگران است روايت حسين بن خالد از مولانا الكاظم عليه السلام بوده كه از نظر سند مجهول مىباشد چه آنكه حسين بن خالد در رجال مجهول الهويه است و بهرتقدير اگر ثبوت زنا بواسطه بيّنه و شهود نبوده بلكه به اقرار خودش ثابت شده است و سنگ نيز طبق رأى مرحوم شيخ به بدنش اصابت كرده و پس از آن بگريزد باتّفاق تمام فقهاء نميتوان او را بازگرداند و در روايت ماعز آمده است وقتى رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم امر به سنگسارش فرمود وى از حفره گريخت در اين هنگام زبير ساق شترى را بطرفش پرتاب كرده كه بوى اصابت كرد و او را از فرار كردن بازداشت سپس مردم كه در تعقيب او ميآمدند بوى رسيده و او را از پاى درآوردند و سپس اين خبر را به محضر مبارك پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم عرضه داشتند . حضرت فرمودند : چرا او را رها نكرده و وقتى فرار نمود تعقيبش نموديد ، او خودش اقرار بگناه كرده بود و وقتى قرار كرد حق نداشتيد دنبالش برويد و سپس فرمودند : اگر على عليه السلام در بين شما حاضر مىبودند گمراه و منحرف نمىشديد ، سپس جنابش از بيت المال ديه ماعز را پرداختند . سپس مرحوم شارح مىفرماين : و ظاهر حكم بعدم اعاده‌اش اينست كه حدّ از وى ساقط شده از اينرو بعد از فرار كشتنش بواسطه گناهى كه به آن اقرار نموده جايز نيست
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 122 | سيد محمد جواد ذهنى تهرانى