بواسطهاش شهوت متحرّك شده و احيانا انزال نيز حاصل گردد .
مراد از فرج
مقصود از [ فرج ] عورت زن مىباشد يعنى عضو مخصوصى كه تفوّه به آن قبيح و ناپسند است چنانچه جوهرى در كتاب صحاح به آن تصريح و تنصيص نموده ، بنابراين لفظ مزبور شامل [ قبل ] يعنى عضو جلوى زن و [ دبر ] يعنى پشت هردو را شامل مىگردد اگرچه اطلاق لفظ [ فرج ] بر قبل اغلب و اكثر است و به ندرت دبر را از آن اراده مىنمايند .
5 - مفعول زن باشد
شرط پنجم اينست كه مفعول يعنى كسى كه با او وطى واقع مىشود زن باشد .
و مقصود از آن دخترى است كه به حدّ بلوغ يعنى نه سال قمرى رسيده باشد چه آنكه كلمه [ مرئه ] تأنيث [ مرء ] به معناى مرد مىباشد .
البته در آن فرقى نيست بين اينكه صاحب عقل بوده يا ديوانه باشد آزاد بوده يا كنيز باشد ، زنده بوده يا مرده باشد ، اگرچه عمل زنا با مرده غليظتر و همانطورى كه عنقريب انشاء اللّه خواهد آمد حرمتش آكد مىباشد .
مرحوم مصنف با اين قيد ( يعنى قيد امرئة ) خارج كرد ادخال حشفه در دبر مذكّر را چه آنكه اين فعل را زنا نگفته بلكه در اصطلاح به [ لواط ] موسوم است .
البته اين فعل بمراتب از زنا قبيحتر و عقوبتش بيشتر و شديدتر است