تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 263

مساهمون:

ص٢٦٣
شارح ( ره ) مىفرماين : مقصود اين است كه اگر مادر و فرزند و همسر از طفل مذكور باقى نمانده باشد ميراثش را به كسانى بايد داد كه تنها از طرف مادر با وى منتسب هستند و ايشان ارث را بين خود بايد بالسّويّه تقسيم كنند همان طورى كه در غير اين مورد حكم اقرباى مادرى اينست نظير دائى و خاله و اولاد ايشان كه هر سهم مذكر مساوى با سهم يك مؤنث مىباشد . و همانطورى كه مرحوم مصنف فرموده‌اند اقرباى مزبور بحسب قربشان به مورّث در ارث بردن بر يكديگر مترتّب هستند به اين معنا كه ابتداء ارث به كسانى مىرسد كه بميّت اقرب از ديگران باشند و با نبودن اقرب البته ابعد نيز وارث مىگردد . و همانطورى كه اقرباى مادرى از وى ارث مىبرند او نيز در صورتى كه در مرتبه وارث قرار گرفته باشد از ايشان ارث برده ولى از ارث اقرباى پدرى نصيبى ندارد مگر آنكه اقرباى پدر وى را در نفى و سلبى كه نموده تكذيب نمايد كه بنابر قولى البته فرزند نفى شده از پدر و اقرباى از جانب او ارث مىبرد . قوله : كما فى ارث غيرهم : ضمير در [ غيرهم ] به امّ و اولاد و زوجه راجع است . قوله : من المتقرّب بها : ضمير در [ بها ] به امّ راجعست . قوله : على حسب قربهم : ضمير در [ قربهم ] بقرابت امّ عود مىكند قوله : فيرثه الاقرب اليه منهم : ضمير در [ يرثه ] و [ اليه ] بولد ملاعنه و در [ منهم ] به اقرباى امّى راجع است . قوله : كغيرهم : يعنى كغير اقرباى امّى .