نصف
الأخ حرا أيضا فللابن النصف ، و للأخ الربع و الباقي للعم الحر إن كان ، فلو كان نصفه حرا فله الثمن و الباقي لغيره من المراتب المتأخرة عنه . و هكذا .
شرح فارسى :
مرحوم مصنف مىفرماين :
ج : مملوك مبعّض بقدرى كه از وى آزاد است ارث برده و باندازهاى كه رقّ و مملوك است از آن ممنوع و محروم مىباشد .
شارح ( ره ) مىفرماين :
مقصود از [ مبعّض ] كسى استكه مقدارى از آن آزاد و مقدار ديگرش مملوك است مثلا يك ثلث او رقّ و دو ثلثش آزاد مىباشد .
حكم وى آن است كه به مقدار حرّيتش از ما ترك ميّت ارث برده و در مقابل آنقدرى كه رقّ است از ميراث ممنوع است ، بنابراين اگر از ميّت فرزندى كه نصفش حرّ و نصف ديگرش رقّ است باقى مانده و نيز برادرى دارد كه تمامش آزاد مىباشد قانون اين است كه نيمى از مال را به فرزند و نيم ديگرش را به برادر او مىدهند زيرا اگر فرزند تمامش حرّ ميبود چون طبق اوّل است تمام مال از آن وى بوده و برادر چيزى نمىدانند چه آنكه برادر طبقه دوّم بوده و با وجود وارث در طبق اوّل نوبت به ورثه طبقه دوّم نمىرسد ولى چون شرط آن است كه وارث قبلى از موانع ارث مجرّد و خالى باشد و در فرضى كه گذشت فرزند به مقدار نصفش واجد مانع بوده لاجرم فقط نصف مال را بوى داده و نصف ديگرش را به برادر كه وارث بعد از او است مىدهند .
سپس مىفرماين :
و اگر برادر ميّت نيز نصفش حرّ و نصف ديگرش رقّ باشد حكم آنست
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 58
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٥٨