نمايد داخل شود نصيب وى ثمن مىگردد كه ديگر قابل تغيير و زوال نمىباشد .
3 - مادر كه برايش ثلث بوده و وقتى بر آن چيزى كه زائلش نمايد داخل شود نصيب وى سدس مىگردد كه ديگر چيزى آن را تغيير نداده و زائل نمىكند .
پس آنچه ذكر شد فروضى بود كه خداوند آنها را بر غيرشان مقدّم نموده .
و امّا آنچه مؤخّر باشد عبارتست از :
فريضه دختران و خواهران و فريضه آنها در صورتى كه واحد بوده نصف و در فرض تعدّد دو ثلث مىباشد و وقتى فريضه آنها از اين مقدار زائل گردد بر ايشان صرفا آنچه باقى مانده نصيب بوده بدون اينكه مقدار معيّن و مشخّصى باشد .
پس وقتى [ ما قدّم اللّه ] با [ ما اخّر اللّه ] اجتماع نمود لازمست فريضه ما قدّم اللّه را ابتداء ردّ كرده و حقّ او را كاملا و تماما پرداخت ، پس اگر چيزى باقى ماند همان را به [ ما اخّر اللّه ] مىپردازند تا آخر حديث .
سپس شارح ( ره ) مىفرماين :
حديث مذكور را با اينكه طولانى بود نقل نموديم زيرا مشتمل بر امور قابل اهميّتى است و نخواستيم ذكر آنها فوت گردد از جمله آنكه :
در آن علّت حدوث نقص بر افراد مذكور بيان گرديده است .
قوله : سمّى هذا القسم عولا : يعنى اين نحو از اجتماع ذو الفروض را با هم بخاطر آن عول گفتهاند كه . . .
قوله : و منه قوله تعالى : يعنى و از همين قبيل است كه [ عول ]
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 229
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٢٢٩