در روايت هشام بن سالم كه روايت صحيحه است از ابى بصير از مولانا ابيعبد اللّه عليه السّلام منقول است كه كنيز و فرزندش رقّ مولاى اوّل مىگردند .
شارح ( ره ) مىفرماين :
مقصود از [ مولاى اوّل ] همانست كه كنيز را فروخت و ثمنش را دريافت نكرد و لفظ روايت چنين است .
مؤلف گويد :
روايت را قبلا ما نقل نموديم ، اينك بترجمه آن مىپردازيم :
ابو بصير مىگويد :
حضرت ابيعبد اللّه عليه السّلام سؤال شدند در حالى كه من نيز حاضر بودم .
سائل سؤالش راجع به مردى بود كه كنيز باكرهاى را به بيع نسيه تا مدّت يكسال به ديگرى فروخته و مشترى وقتى آن را قبض نمود فرداى آن روز كنيز را آزاد كرده و با او ازدواج نموده و مهريّهاش را همان عتق و آزادى او قرار داده است و پس از يك ماه از اين واقعه شوهر فوت نمود .
امام عليه السّلام فرمودند :
اگر مشترى مال يا باغى كه از مستغلّات به حساب مىآيد و به مقدار دينى كه بابت خريدن كنيز بعهدهاش آمده مىباشد پس عتق و نكاحش جايز و نافذ است و اگر مالك مال و چنين باغى نباشد عتق و نكاحش باطل مىباشد زيرا كنيزى را كه مالك نيست آزاد نموده و رأى من اين است كه رقّ مولاى اوّلى مىگردد .
محضر مباركش عرض شد : اگر كنيز از مردى كه او را آزاد نموده و با
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 356
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٣٥٦