الف : عموم ادلّه شروط .
ب : روايت اسحق بن عمّار از مولانا الصّادق عليه السلام :
در اين روايت راوى از محضر مبارك امام عليه السّلام از مردى كه مملوك خود را آزاد كرده و دخترش را به ازدواج وى درآورده و بر او شرط كرده كه اگر همسر ديگرى اختيار كند دوباره به رقّيت برگردد سؤال مىنمايد ؟
حضرت مىفرماين : شرط مولى ممضى و نافذ است .
شارح ( ره ) مىفرماين :
سند روايت ضعيف بوده و متن آن با اصول و قواعد فقهى تنافى داشته در نتيجه قول به بطلان چنين عتقى اقوى مىباشد .
بعضى ديگر از فقهاء فرمودهاند :
اصل عتق صحيح بوده منتهى شرط فاسد است و دليل اين رأى آنست كه :
بناء عتق بر تغليب است و اين بناء مقتضى است كه در مورد بحث اصل عتق را تصحيح كرده ولى شرطش كه با اصول مسلّمه تنافى دارد فاسد باشد .
شارح ( ره ) مىفرماين :
اين قول نيز ضعيف است زيرا مولى اصل عتق را بطور مطلق و بدون قيد و شرط قصد ننموده بلكه مقصودش عتق همراه با شرط است و وقتى شرط منتفى شد مشروط نيز منتفى است يعنى قصد به عتق وجود ندارد و چون وجود قصد همچون شروط ديگر اگر تخلّف نمايد عتق فاسد و باطل مىگردد لاجرم اعتنائى به چنين عتقى نمىباشد .
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 273
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٢٧٣