نذر منعقد مىشود .
شارح ( ره ) مىفرماين :
در چنين موردى همانطورى كه به تفصيل گذشت وقتى شرط وجود پيدا نمود عبد آزاد مىشود به شرطى كه صيغه نذررا اينطور خوانده باشد اگر فلان امر حاصل شود ( شرطى از شروط جايز را ذكر كند مثل بهبودى مريضش ) پس بنده من آزاد باشد .
در اين فرض كه شرط از قبيل شرط نتيجه است بمجرّد حصول شرط بنده آزاد شده و نيازى به صيغه جديد ندارد چنانچه به آن اشاره شد .
و اگر صيغه را اينطور خوانده باشد : براى خدا است بر ذمّه من كه بندهام را آزاد كنم اگر فلان مريض خوب شود .
در اين مثال شرط را شرط فعل گفته و بر ناذر واجبست در صورت حصول شرط صيغه عتق را خوانده و بندهاش را آزاد نمايد .
سپس مرحوم شارح مىفرماين :
آنچه مطابق متن مصنّف ( ره ) است عبارت اوّلى مىباشد چون در اين تعبير ناذر عتق و آزادى بندهاش را معلّق نموده و اين امر با متن مصنّف ( ره ) موافق و مطابق است نه عبارت دوّمى چون در اين تعبير ناذر اعتقا بندهاش را معلّق كرده و بديهى است كه اعتاق غير از عتق است .
و مثل همين فرع است در جائى كه نذر كند در صورت حصول فلان شرط مالش صدقه بوده يا از آن زيد باشد كه اين تعبير از باب شرط نتيجه و همچون نذر عتق معلّق مىباشد چنانچه اگر نذر كند در فرض حاصل شدن شرط مالش را صدقه داده يا به زيد اعطاء كند از قبيل شرط فعل و همچون صورتى است كه اعتاق بندهاش را نذر كند .
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 257
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٢٥٧