مسلمان است بناچار بهتر قبول زوال مينمايد از اينرو اجبار و الزامى نداريم كه حتما مباشر مسلمان باشد .
اشكال
در عتق بملاحظه اينكه عبادت است قصد قربت شرط مىباشد و چون اين معنا از كافر تمشّى نمىشود لاجرم عتق وى از اين جهت باطل است و قاعدتا مباشر بايد مسلمان باشد .
جواب
صحيح است كه در عتق نيّت قربت معتبر و شرط است و اين امر با صحّت مباشرت كافر تنافى ندارد زيرا همانطوريكه از خبر سابق استفاده مىشود مقصود از قصد قربت اينستكه معتق اراده و نيّتش از عتق خداوند متعال باشد اعمّ از اينكه در مقابلش ثواب نيز حاصل شده يا حاصل نگردد و بديهى است كه اين مقدار از كسى كه مقرّ به مبدء بوده و وجود حضرت سبحان را تصديق دارد ممكن است .
بلى ، اگر كفر بواسطه انكار الوهيّت و تصديق نداشتن مبدء باشد البتّه منع متوجّه بوده و نمىتوان عتق چنين كسى را تصحيح نموده .
و امّا اينكه در صورت استدلال گفته شد عتق عبادتست و در عبادت قصد قربت شرط مىباشد بايد بگوئيم :
عبادت بودن عتق بطور مطلق ممنوع است بلكه عبادت خاصّى است كه در آن جانب ازاله ملك بر جنبه عباديّتش غالب است ، بنابراين نمىتوان بطور مطلق صحّت مباشرت را از كافر نفى نمود .
قوله : لاطلاق الادلة او عمومها : يعنى عموم ادلّه .
مؤلف گويد :
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 238
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٢٣٨