الحاجة بحفظ النفس ثم دون هذا ، أو للإنفاق على ذلك على خلاف الأصل فيقتصر عليه .
شرح فارسى :
مرحوم شارح مىفرماين :
و در معناى تبرّع است صورتى كه اجنببى به شوهر بگويد :
طلّقها على الف من مالها و علىّ ضمانها ( زن را در مقابل هزار تومان از مال وى طلاقش بده و ضمانت آن مال با من مىباشد ) يا بگويد :
طلّقها على عبدها هذا و علىّ ضمانها ( زن را در مقابل اين عبد كه مال وى است طلاقش بده و ضمانت آن با من مىباشد ) .
بنابراين خلع با اين نحو واقع نشده و اجنبى ضامن نيز نمىشود زيرا اين طرز از ضمانت از مصاديق [ ضمان ما لم يجب ] مىباشد اگر چه مثال [ الق متاعك فى البحر و علىّ ضمانه ] را تصحيح كرده و ضمان را در آن جايز و مشروع بدانيم چه آنكه در اين مثال حفظ نفس سرنشينان كشتى ما را بر آن داشته كه بصحّت ضمان قائل شده و از [ اين طريق ] كشتى را از غرق شدن و تلف نفوس رها كنيم به خلاف مورد بحث كه اضطرارى در تصحيح ضمان وجود ندارد .
و از اين امر گذشته در مثال [ الق متاعك الخ ] اجماع و اتفاق بر ضمان و صحّت آن قائم بوده و بدين وسيله بر خلاف قاعده و اصل ضمان در اينجا مورد امضاء واقع شده از اينرو لازم است تنها بر همين مورد اكتفاء كرده و آن را تعدّى ندهيم .
قوله : و فى معنى التّبرّع : يعنى همانطورى كه بذل در مسئله تبرّع از اجنبى ممنوع بود و خلع واقع نمىشد در اين مسئله نيز حكم چنين مىباشد .
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 258
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٢٥٨