دليل احتمال سوم
اگرچه زن معتدّه به طور مطلق از خروج منهى است ولى اين نهى درباره زنى كه در حال مسافرت طلاق داده شده صادق نبوده و اساسا مورد مطلقات اين زن نمىباشد چه آنكه مورد آنها مستوطنه يعنى زنى كه در حال استقرار در خانه طلاق داده شده مىباشد .
از اين گذشته اگر وى مكلّف باشد كه از سفر اعراض نموده و در اثناء خود را به منزل برساند بسا در اين عود مشقّت برايش بوده بدون اينكه بر اين تحمّل مشقّت فايدهاى مترتّب باشد زيرا مقصود انقضاء مدّت عدّه است چه وى به خانه بازگردد يا در سفر باشد و پرواضح است كه اين فرض حاصل و نيازى به عود و مراجعت نمىباشد .
دليل احتمال اول
در جائى كه زن اگر برگردد از زمان عدّه چيزى را در منزل درك نمىكند عودش لغو و بىفائده است از اينرو در اين مورد عود واجب نمىباشد .
بلى در صورت ادراك جزئى از عدّه در منزل اطلاق نهى از خروج شامل وى شده و او را مكلّف به مراجعت مىكند .
مؤلّف گويد :
دليل احتمال اوّل مركب از دليل دو احتمال ديگر مىباشد به اين معنا كه در شقّ اول كه با عود جزئى از عدّه را در منزل درك مىكند دليل همان دليل احتمال دوّم مىباشد و در شقّ ديگر كه با عود چيزى از عدّه را در
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 200
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٢٠٠