تذكر
البته لازم استكه اطلاق كافر را مقيّد نمود و بگوئيم :
انفاق بر كافرى لازمست كه خونش هدر نباشد لذا اگر كافر فقير و عاجز از كفار حربى بوده كه خونشان احترامى ندارد انفاق در حقّش لازم و واجب نيست زيرا قتل و كشتنش جايز است پس ترك انفاق كه از كشتن بالاتر نبوده بطريق اولى بايد مشروع باشد .
سپس مىفرماين :
اما در وجوب انفاق حرّيت و آزاد بودن شرط است چه آنكه مملوك نفقهاش بر مولا لازمست نه بر ديگرى .
بلى مىتوان گفت اگر آقا از انفاق بر وى امتناع ورزيد يا خود معسر و فقير بود امكان آن هست كه بر قريب غنى انفاق بر مملوك واجب باشد چه آنكه عموم ادله وجوب انفاق شامل اينمورد نيز مىباشد .
برخى از فقهاء فرمودهاند :
مطلقا انفاق بر مملوك لازم نيست اعم از آنكه مولايش غنى بوده يا فقير باشد ، نفقه وى را بدهد يا ندهد بلكه در صورت نرسيدن نفقه به مملوك مولى را ملزم به فروش او نموده يا در صورت داشتن و امتناع از انفاق وى را مجبور به پرداختن نفقه مينمايند چنانچه شرح آن عنقريب خواهد آمد .
اين نظريه پيش ما پسنديده و قابل اعتماد مىباشد .
قوله : او قادرا على تحصيلها : يعنى تحصيل مؤنه سنه .
قوله : لم يجب الانفاق عليه : ضمير در [ عليه ] به كل
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 450
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٤٥٠