كه مرحوم مصنف در متن ذكر فرموده است .
لازم بتذكّر است در وقتى بواسطه طلاق حق بزن بازمىگردد كه طلاقش به اين باشد ولى در غير اين صورت كه طلاق رجعى است پس از گذشتن و سپرى شدن عدّه حقّ عود مىنمايد البته مشروط به اينكه بعد از اتمام عدّه براى حضانت زمان باقيمانده باشد .
ناگفته نماند اگر پدر در قيد حيات نبوده و مادر در چنين صورتى شوهر نمايد حق الحضانت ساقط نبوده و تزويجش با غير بطور مطلق مانع از حق مزبور نيست چنانچه قبلا شرحش گذشت .
قوله : مع وجوده كاملا : ضمير در [ وجوده ] به اب راجع بوده و مقصود از كمال اينست كه عبد يا ديوانه و يا كافر نباشد .
قوله : للنّص : مقصود روايتى است كه مرحوم صاحب وسائل آن را در ج 15 ص 191 به اين شرح نقل نموده :
محمد بن يعقوب از على ابراهيم از على بن محمد كاشانى از قاسم بن محمد از منقرى از شخصى كه ذكرش نموده قال :
سئل ابو عبد اللّه عليه السلام عن الرّجل يطلّق امرأته و بينهما ولد ايّهما احقّ بالولد ؟
قال : المرأة احقّ بالولد ما لم تتزوّج .
قوله : لزوال المانع منها : ضمير در [ منها ] به حضانت راجع است .
قوله : و هو تزويجها و اشتغالها : ضميرهاى مؤنث به امّ راجع است .
قوله : لخروجها عن الاستحقاق : ضمير در [ لخروجها ] به امّ عود مىكند .
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 410
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٤١٠