تا خويشاوندان نزديكتر هستند نوبت به آنهائيكه دور تر هستند نميرسد .
شارح ( ره ) ابتداء مىفرماين :
اينحكم تنها در صورت فقدان پدر نيست بلكه اگر حيات هم داشته باشد ولى وى را بر اقارب ديگر ترجيح نداديم همين حكم جارى است .
سپس مىفرماين :
حكم مذكور بر طبق آراء مشهور از علماء است و دليل آنها آيه اولى الارحام بعضهم اولى من بعض است بنابراين جدّه چه مادرى بوده و چه پدرى باشد و لو هرچه بالا برود از عمّه و خاله اولى و سزاوارتر است چنانچه عمّه و خاله از دختران عمو و عمّه و خاله و دائى شايستهتر مىباشند و همچنين جدّه نزديك و عمّه و خاله بر جدّه و عمّه و خاله بعيد مقدّم مىباشند و نيز مذكر از هرطبقه كه بطفل نزديكتر باشد بر مذكر دور به او مقدم است مثلا برادر بر پسر برادر مقدم است .
قوله : او لم نرجحه : ضمير مفعولى در [ نرجحه ] به اب راجع است .
قوله : اولى من العمة و الخالة : زيرا جدّه در طبق دوّم از ارث بوده عمّه و خاله در طبقه سوّم هستند .
قوله : كما انهما اولى من بنات العمومة الخ : ضمير در [ انّهما ] به عمّه و خاله راجع است .
قوله : و كذا الجدّة الدنيا : يعنى جدّه نزديك مثل جدّه طفل مقدمست بر جدّه پدر طفل .
قوله : و العمة و الخالة : يعنى العمّة و الخالة الدنيا
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 403
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٤٠٣