حتى مىتوان آن را بعنوان دليل دوّم تلقّى كرد .
سپس شارح ( ره ) پا فراختر نهاده و مىفرماين :
طبق تعريفى كه ما در سابق براى واطى كرده و گفتيم مطلق پنهان شدن حشفه يا مقدار آن در فرج را وطى گويند اعم از آنكه در قبل بوده يا در دبر باشد ، انزال حاصل شده يا بدون انزال باشد در الحاق ولد انزال بطور مطلق اعتبارى ندارد پس انزال ولى با عزل بطريق اولى مانع از الحاق نمىشود .
مرحوم علامه حلّى وطى با عزل را در اينجا مقيّد به قبل نموده و فرموده است :
در صورت وطى در قبل و عزل از ريختن منى در رحم نمىتوان مولود را از خود نفى نمود .
و مرحوم مصنف در كتاب قواعد تصريح كرده باينكه قبل و دبر در اينحكم با هم مساوى مىباشد چنانچه در باب عدد نيز به اين امر تصريح نموده و فرموده بين قبل و دبر فرقى در اعتبار عدّه نمىباشد و در هردو صورت بر زن لازمست در صورت طلاق از شوهر عدّه نگهدارد
قوله : نفى الولد مطلقا : چه در ملك يمين و چه در معقوده ، معقوده دائمى بوده يا منقطع باشد .
قوله : لاطلاق النّص : مقصود رواياتى است كه بطور مطلق ولد را ملحق بفراش نموده چنانچه حديثى به اين مضمون قبلا گذشت .
قوله : و هو صادق مع العزل : ضمير [ هو ] باطلاق نصّ و فتوى راجع است .
قوله : و يمكن سبق الماء قبله : يعنى قبل العزل .
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 326
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٣٢٦