اگر مال مورد مشاهده قبل از قبض نمودن زن تلف شده باشد پس از وقوع طلاق و مطالبه زن نصف المهر را معلوم نيست كه مرد چه مبلغى بايد بوى بدهد و در صورتى كه بعد از قبض تلف شده باشد پس از طلاق و مطالبه مرد از زن نصف مهريهاى را كه بوى اضافه داده مشخّص نيست كه زن چه مبلغى بايد بمرد بدهد در حالى كه اگر قبلا كيل يا وزن و احيانا اگر عددى بود تعداد آن را به شمارش معلوم و معيّن كرده بودند دچار چنين اشكالى نمىشدند .
سپس مىفرماين :
اگر مال مزبور مشاهده نشده باشد لازمست آن را از حيث مقدار و وصف معيّن نمايند مشروط باينكه با بيان قدر و توصيف وصف معين و مشخّص شود و اگر به صرف توصيف وصف ممتاز و مشخص شود و نيازى به بيان قدر نباشد همچون بندهايكه آن را مهرى قرار داده باشند صرف توصيف كفايت مىكند .
قوله : و يكفى فيه المشاهده : ضمير در [ فيه ] به مهر راجع است .
قوله : من اعتباره بالكليل او الوزن او العدد : ضمير در [ اعتباره ] به مهر عود مىكند .
قوله : لا يعلم وزنها : يعنى وزن قطعه .
قوله : لا يعلم كيلها : يعنى كيل و ظرفيّت قبّه .
قوله : لارتفاع معظم الغرر : علّت است براى [ يكفى فيه المشاهده ] .
قوله : لانّه ليس معاوضة محضه : ضمير در [ لانه ] بنكاح راجع است .
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 21
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٢١