قوله : و ان كانت زوجة : ضمير در [ كانت ] به امه عود مىكند
قوله : فلو اذنت انتفى ايضا : ضمير فاعلى در [ اذنت ] به زوجه و ضمير در [ انتفى ] به تحريم راجع مىباشد و كلمه [ ايضا ] اشاره است باينكه تحريم در اين صورت همچون فرض متعه منتفى است .
قوله : و كذا يكره لها العزل بدون اذنه : ضمير در [ لها ] به زن و در [ اذنه ] به زوج عود مىكند .
قوله : و هل يحرم لو قلنا به فيه : ضمير در [ به ] بتحريم و در [ فيه ] به عزل زوج راجع است .
قوله : مقتضى الدليل الاول : مقصود از [ دليل اول ] دليلى است كه قائلين بحرمت به آن استدلال نمودند و آن عبارت بود از تنافى عزل با حكمت نكاح .
قوله : ذلك : مشار اليه [ ذلك ] حرمت مىباشد .
قوله : و الاخبار خالية عنه : ضمير در [ عنه ] به عزل زوجه راجع است .
مؤلف گويد :
اخبارى كه در اين باب وارد شده اساسا در سؤال و جواب كوچكترين اشارهاى به عزل زن نشده است و ما براى نمونه سه خبر را در اينجا نقل مىكنيم :
1 - روايتى استكه مرحوم صاحب وسائل آن را در ج 14 ص 105 به اين شرح نقل فرموده است :
محمد بن يعقوب از محمد بن يحيى از احمد بن محمد از ابن محبوب از علاء از محمد بن مسلم قال :
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 86
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٨٦