حرام مىباشد به اين معنا همانطورى كه عنوان [ ولد صاحب لبن يا ولد مرضعه ] پيش از صورت گرفتن ازدواج و سابق بر تحقق آن مانع از جواز آنست در صورتى كه بعد از وقوعش نيز حاصل شود مانع از استمرار و بقاء آن مىگردد يعنى موجب بطلانش مىشود .
و همچنين زوجه انسان در يك صورت ديگر بر شخص بواسطه رضاع حرام مىشود و آن در جائى است كه فرزند شخص را يكى از زنان جدّ مادرى طفل به شيرى كه متعلق به جدّ است شير دهد و لو آنكه مرضعه جدّه طفل نباشد چه آنكه در اين فرض همسر پدر طفل شيرخوار از جمله اولاد صاحب شير محسوب شده و همانطوريكه قبلا گفته شد ازدواج پدر مرتضع با اولاد صاحب لبن جايز نيست چه اولاد نسبى بوده و چه رضاعى باشد .
قوله : فى اولاد المرضعة ولادة : يعنى اولاد نسبى مرضعه مؤلف گويد :
قيد [ ولادة ] در اين فرع در مقابل [ مطلقا ] فرع قبلى است يعنى پدر مرتضع با اولاد صاحب شير چه اولاد نسبى و چه رضاعى باشند حق ازدواج ندارد ولى در اولاد مرضعه اينطور نيست بلكه صرفا با اولاد نسبى مرضعه نمىتواند نكاح نمايد .
قوله : لصحيحة عبد اللّه بن جعفر : اين روايت و حديث ايّوب بن نوح هردو نقل شد .
قوله : و يترتب على ذلك : مشار اليه [ ذلك ] حرمت اولاد صاحب لبن و مرضعه بر پدر مرتضع مىباشد .
قوله : تحريم زوجة ابى المرتضع عليه او ارضعته جدّته لامه :
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 376
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٣٧٦