البته بين فقهاء در اين مسئله دو قول وجود دارد كه اجود القولين همان رأى دوّمى است كه صرفا اباحه برايش پيدا مىشود .
[ ظهور فائده بين دو قول كه نثار العرس ملك شده يا براى دارندگان صرف اباحه در تصرف مىآيد ]
ظهور فائده
ثمره و فائده بين ايندو قول در اين ظاهر ميگردد كه تا مادامى كه عين مال باقى است بنا بر قول اوّل مالك حق رجوع نداشته و نميتواند آن را از ، از بردارنده بگيرد ولى طبق قول دوم كه براى بردارنده صرفا اباحه تصرف پيدا شود مالك مىتواند آن را از وى بستاند .
قوله : نثار العرس : كلمه [ العرس ] بكسر عين عروس را مىگويند و مقصود از [ نثار العرس ] سكه و نقلهائى استكه بر سر عروس در شب زفاف مىريزند .
قوله : و اخذه بشاهد الحال : ضمير در [ اخذه ] به نثار العرس راجع است .
قوله : بالاذن فى اخذه : ضمير در [ فى اخذه ] به نثار العرس عود مىكند .
قوله : و على تقدير اخذه به : ضمير در [ اخذه ] به نثار العرس و در [ به ] به شاهد الحال عود مىكند .
قوله : فى جواز الرّجوع فيه : مقصود از [ رجوع ] رجوع مالك بوده و ضمير در [ فيه ] به نثار العرس عائد است .
قوله : ما دامت عينه باقية : يعنى عين نثار العرس باقى باشد .
متن :
( و يكره الجماع ) مطلقا ( عند الزوال ) إلا يوم الخميس ،