مىتوان اكتفاء نمود .
و دليل اين اكتفاء آنست كه :
مناط و ملاك در اينجا حصول ظن بوجود مرض مىباشد و بسى واضح و روشن است كه از قول يكنفر از اهل خبره اگرچه عادل نباشد اين ظن حاصل مىشود .
تنبيه
ناگفته نماند كه در نصوص و فتاواى اصحاب هردو وصف ذكر شده و فرمودهاند :
رضاع در صورتى محرّم و موجب نشر حرمت مىشود كه از ناحيه آن گوشت روئيده و استخوانها محكم شوند درحاليكه مرحوم مصنف بوجود يكى از دو وصف اكتفاء فرموده است و اين بر خلاف فتواى اصحاب مىباشد ولى ممكنست بگوئيم مرحوم مصنف نيز باعتبار هردو قائل است و اكتفاء بيكى از اين باب است كه بين تحقق ايندو عادتا تلازم بوده و از هم منفك نمىباشند .
و بهرتقدير اقوى از نظر ما اينستكه هردو با هم بايد تحقق يابند .
قوله : و المرجع فيهما : ضمير تثنيه به [ نبات اللحم و شدّ العظم ] راجعست .
قوله : ليثبت به : ضمير در [ به ] بقول اهل الخبره راجع است .
قوله : بخلاف خبرهم : يعنى خبر اهل الخبره .
قوله : فانّ المرجع فى ذلك : مشار اليه [ ذلك ] مرض
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 328
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٣٢٨