حصول شرط به عقد راضى هستند و بفرضى كه تخللى در آن پيدا شود به آن رضايتى ندارند ، پس مىتوان گفت اصلا رضاء مقيّد به حصول شرط مىباشد و بديهى است پس از زوال و انعدام قيد مقيّد نيز معدوم مىشود .
ولى بعضى از فقهاء فرمودهاند :
صرفا شرط باطلست اما عقد صحيح و بدون ايراد مىباشد .
و دليل آن اين است كه :
آنچه در خارج واقعست دو امر مىباشد : شرط و عقد .
و پرواضح است كه وقتى يكى از آن دو باطل شد ، ديگرى باقى مىماند .
مؤلف گويد :
و بعبارت ديگر :
در چنين مواردى مطلوب متعدد است يكى اصل عقد بوده ، ديگرى عقد مشروط به شرط كذائى و اگر فرض نموديم يكى از دو مطلوب معدوم و زائل بود هيچ دليلى بر انعدام ديگرى نيست .
بلى : اگر فرض كنيم در جائى كه مطلوب يكى است و آن فقط عقد مشروط به شرط است بطورى كه رضاء منحصرا به همين تعلق گرفته به نحوى كه انعدامش موجب انتفاء رضاء مىشود حكم همانستكه مشهور فرمودهاند .
مرحوم شارح در مقام تضعيف اين قول مىفرماين :
قول نامبرده ضعيف و قابل اعتماد نيست زيرا :
در امثال اين موارد واقع و مطلوب در خارج يك چيز بيشتر نيست
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 156
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٥٦