قوله : و الرّواية مطلقة : مقصود از [ روايت ] روايت ابو عبيده بوده و منظور از [ مطلقا ] اين است كه در روايت مطلق رؤيت موجب صحّت و عدم آن باعث بر فساد عقد قرار داده شده است بدون اينكه در آن بين تفويض و عدم تفويض تفصيل داده شده باشد .
قوله : فتخصيصها بما ذكر و الحكم به لا دليل عليه : ضمير مؤنث در [ تخصيصها ] به صحّت راجع است و منظور از [ ما ذكر ] اين است كه رؤيت دلالت بر تفويض امر به پدر دختران داشته باشد .
و ضمير در [ به ] بتخصيص راجعست و در [ عليه ] به حكم عود مىكند .
قوله : فالعمل باطلاق الرواية : كلمه [ فالعمل ] مبتداء و [ اولى ] خبر آنست .
قوله : او ردّها مطلقا : ضمير در [ ردّها ] به روايت راجع بوده و مراد از [ مطلقا ] اطلاق در مقابل تفصيل فاضلان ( رهما ) مىباشد .
قوله : نظرا الى مخالفتها لاصول المذهب : ضمير در [ مخالفتها ] به روايت راجعست .
و يكى از جهاتى كه در اين روايت با اصول مذهب مخالفست اينكه عقد بر منكوحه غير معين و مبهم در آن تجويز و تصحيح شده .
قوله : و هو الاولى : ضمير [ هو ] به ردّ راجع مىباشد .
قوله : ولو فرض تفويضه اليه : ضمير مجرورى در [ تفويضه ] به زوج و در [ اليه ] به اب عود مىكند .
قوله : و قبول قول الاب مطلقا : اعم از اينكه زوج دختران را ديده يا نديده باشد .
قوله : نظرا الى انّ الاختلاف فى فعله : ضمير در [ فعله ]
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 136
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٣٦