و آن روايت اين است كه :
اگر زنى مست خود را به تزويج ديگرى داد و سپس افاقه پيدا نمود و به آن راضى شد يا دخول با وى صورت گيرد و پس از افاقه تزويج را تثبيت كرد عقدش ماضى و ثابت است .
البته اين روايت صحيح است ولى چون با اصول و قواعد شرعى مخالفت دارد ازاينرو حضرات علماء اماميه باستثناى مرحوم شيخ الطائفه در كتاب نهايه آن را طرح و ردّ فرمودهاند .
قوله : و يعتبر فى العاقد الكمال : مقصود اين است كه مجرى صيغه اعم از موجب و قابل بايد كامل باشند و منظور از كمال .
بلوغ ، عقل و اختيار مىباشد .
بنابراين اگر زوج و زوجه هردو غير كامل بوده ولى عاقد كامل باشد عقد صحيح و زوجيّت حاصل مىشود ولى در عكس آن كه زوج و زوجه كامل بوده ولى عاقد غير كامل باشد عقد باطل و زوجيّت تحقق نمييابد .
قوله : فالسكران باطل عقده : ضمير در [ عقده ] به [ سكران ] راجع است و وجه بطلان عقدش اين است كه وى در حال اجراء صيغه عاقل نيست ولو عرضى باشد .
قوله : ولو اجاز بعده : ضمير فاعلى در [ اجاز ] به سكران و ضمير در [ بعده ] به [ سكر ] راجع است يعنى : اگرچه عقد را بعد از مستى و به هوش آمدن اجازه دهد .
قوله : و خصّه بالذكر : ضمير فاعلى در [ خصّه ] بمصنف ( ره ) و ضمير مفعولى به [ سكران ] راجع است .
قوله : تنبيها على ردّ ما روى : مقصود روايتى استكه مرحوم
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 122
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٢٢