شفيع عود مىكند .
متن :
و لو انتقل الشقص بهبة ، أو صلح ، أو صداق فلا شفعة لما تقدم في تعريفها من اختصاصها بالبيع ، و ما ذكر ليس بيعا حتى الصلح بناء على أصالته .
شرح فارسى :
مرحوم مصنف مىفرماين :
ش : اگر يكى از دو شريك حصه و سهم خود را به ديگرى هبه كرد يا بعنوان صلح با او منتقل ساخت و يا مهريّه همسرش كرده و به وى اعطاء نمود شفعه در اين موارد ثابت نيست .
شارح ( ره ) مىفرماين :
دليل اين حكم آن است كه قبلا د تعريف شفعه آورده و گفتيم :
شفعه صرفا در بيع آمده و اختصاص به آن دارد و چون انتقال بعناوين مذكوره حتى صلح ييع نمىباشد لذا وجهى براى جريان شفعه و مشروعيّت آن نمىباشد .
البته اينكه در صلح نيز همچون هبه و صداق شفعه را جارى ندانستيم مبنى بر اين است كه آن را عقد اصلى و مستقل فرض كنيم ، اما در صورتى كه آن را عقد برأسه تقدير نكرده و در موردى كه اثرش انتقال عين درمقابل عوض باشد آن را بيع بدانيم حق اين است كه در آن شفعه جاريست .
قوله : لما تقدم فى تعريفها : يعنى تعريف شفعه .
قوله : من اختصاصها بالبيع : ضمير در [ اختصاصها ] به شفعه راجعست .
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 384
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٣٨٤