المريض ، و المحبوس ظلما ، أو به حق يعجز عنه ، و لو قدر عليه و لم يطالب بعد مضي زمان يتمكن من التخلص و المطالبة بطلت .
شرح فارسى :
مرحوم مصنف مىفرماين :
ز : حق شفعه براى شريكى كه غائب باشد و لو غيبت و عدم حضورش به طول انجامد ثابت است از اينرو وقتى از سفر بازگشت مىتواند حقش را اعمال نموده و [ اخذت بالشفعة ] بگويد .
شارح ( ره ) مىفرماين :
اين حكم در موردى است كه وى در غياب و همان مكانى كه بوده از گفتن اخذت بالشفعة متمكن نباشد نه خودش و نه وكيلش .
سپس مىفرماين :
لازم نيست كه شخص غائب با داشتن تمكّن از گرفتن شاهد در مكانى كه هست وقت گفتن اخذت بالشفعة و اعمال اين حق شاهد و گواه بگيرد بنابراين با داشتن قدرت اگر اقدام برگرفتن آن نكند حقّش باطل نمىشود .
لازم بتذكر است كه افرادى همچون مريض و محبوس اعم از آنكه حبسش از روى ظلم بوده يا بواسطه حقى كه از پرداخت آن عاجز مانده محبوس شده باشد نيز در حكم غايب بوده و آنچه درباره وى گفته شد در حق ايشان نيز جاريست .
ناگفته نماند اگر از زمان فروخته شدن حصّه مدتى كه امكان تخلّص و مطالبه آن براى شريك فراهم بود گذشت و وى بر اعمال آن اقدام نكرد حقش باطل مىشود .
قوله : و ان طالت غيبته : ضمير در [ غيبته ] به غائب راجع است .
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 318
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٣١٨